یادداشت – انجمن عکاسان خلیج فارس قشم https://qeshmax.ir عکاسی، زبان طبیعت و فرهنگ قشم؛ جایی که هنر و دریا هم‌صدا می‌شوند Wed, 12 Feb 2025 06:58:51 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=7.0.2 https://qeshmax.ir/wp-content/uploads/2025/08/cropped-qpafav-32x32.png یادداشت – انجمن عکاسان خلیج فارس قشم https://qeshmax.ir 32 32 حمایت از سینمای دغدغه‌مند یک اصل است https://qeshmax.ir/%d8%ad%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%ba%d8%af%d8%ba%d9%87%d9%85%d9%86%d8%af-%db%8c%da%a9-%d8%a7%d8%b5%d9%84-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/ https://qeshmax.ir/%d8%ad%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%ba%d8%af%d8%ba%d9%87%d9%85%d9%86%d8%af-%db%8c%da%a9-%d8%a7%d8%b5%d9%84-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/#respond Tue, 11 Feb 2025 18:24:21 +0000 https://qeshmax.ir/?p=416 آیا فیلم‌های اجتماعی سوال‌های جدی‌ای مطرح می‌کنند که به مذاق مسئولان خوش نمی‌آید؟ آیا فیلم‌های جدی، جریان‌سازند ‌و بهتر است مسکوت بمانند؟‌ آیا باید از کنار کسانی‌که فکر را در قفس سانسور نگه می‌دارند و عمر و خلاقیت را در کشوی میزهایشان حبس می‌کنند به راحتی گذشت؟!

حمایت از سینمای دغدغه‌مند یک اصل است

فیلم «علت مرگ: نامعلوم» یک فیلم جاده‌ای جسور است که پرسش اخلاقی جدی‌ای دارد. وقتی تمام زنگ‌های خطر بحرانی یک جامعه به صدا درمی‌آید و شرایط از مرز بحران می‌گذرد، آیا تعاریف اخلاقی جامعه دستخوش تغییرات جدی قرار نمی‌گیرد؟ آیا رفتار جامعه بحران‌زده قابل پیش‌بینی است؟

برای ما که سینما در متن اصلی زندگی‌مان است و فیلم خوراک روح‌مان، حمایت از سینمای دغدغه‌مند یک اصل است. فیلم «علت مرگ: نامعلوم» از همین جنس سینماست.

*مستندساز

]]>
https://qeshmax.ir/%d8%ad%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%ba%d8%af%d8%ba%d9%87%d9%85%d9%86%d8%af-%db%8c%da%a9-%d8%a7%d8%b5%d9%84-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/feed/ 0
ایران و اروپا؛ آغازی دیگر https://qeshmax.ir/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%a7%d8%b1%d9%88%d9%be%d8%a7%d8%9b-%d8%a2%d8%ba%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1/ https://qeshmax.ir/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%a7%d8%b1%d9%88%d9%be%d8%a7%d8%9b-%d8%a2%d8%ba%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1/#respond Tue, 11 Feb 2025 18:22:06 +0000 https://qeshmax.ir/?p=413 دولت سیزدهم را اعتقادی به ادامه بحث برجام نبود و استدلال آنان چنین می‌نمود که موضوع برجام امری تمام شده و غیرقابل بحث است و اگر مذاکراتی باید، صرفا این مذاکرات می‌بایست حول موضوع رفع تحریم‌ها باشد و سخن راندن از برجام کاری است بی‌معنی و ناپسند، حتی در بیان مواضع و یا هر گفتار و سخنی در درون کشور به نظر می‌رسید کلمه برجام یک کلمه «ممنوعه» تلقی می‌گردد و بر این روند اصرار و ابرامی بود به غایت جدی. و در سفر معاون سیاسی وقت وزارت خارجه به پایتخت‌های سه کشور اروپایی بعد از مدت‌ها وقفه (ظاهرا سفر به ابتکار طرف فرانسوی و ‌در هماهنگی با دو پایتخت دیگر تحقق یافت) سعی وافری شد تا از بکار بردن کلمه برجام امتناع گردد و تنها سخن از بر سر رفع تحریم‌ها بود و دیگر هیچ.

جهان درهم تنیده و پیچیده عصر حاضر همواره با تحولاتی لحظه‌ای، سریع و سرنوشت ساز روبروست و کشورها را در آن چنان فرایندی به چالش می‌کشاند که تمامی اولویت‌های در دست اجرا را با خود برای مدت‌ها به فراموشخانه بی‌رحم برآمده از دست تقدیر زمانه روانه می‌سازد. جهان، جهان لحظه‌ها و فرصت‌هاست، و نهایتا با سوگیری دیگرگونه دولت سیزده و مجموعه حوادثی که بر ما و بر آنان رفت و حمله روسیه به اوکراین (از دید اروپای شهروند یا دولتمرد بخوانید اروپا) و انتشار سخاوتمندانه اخباری مبنی بر کمک نظامی ایران به روسیه که در مقاطعی بر صدر اخبار رسانه‌های روسیه و اروپا می‌نشست اروپای دل شسته از تفاهم با ایران را روز به روز جری‌تر و نومیدتر و عدم هرگونه تماس و گفتگوی رو در رو در کنار دیگر موضوعات لاینحل آوار شده و بازمانده از روزگاران رفته از یاد گفتگوکنندگان از نو برآمده و از سوی دیگر نبود هیچ‌گونه تماس اقتصادی و همکاری و آمد و شد و نبود هیچ منفعت اقتصادی و انگیزه‌ای و کششی و کوششی در روابط، مواضع منطقه ای ایران و از دست رفتن بیش از حد توازن و تعادل در روابط خارجی ایران و ده‌ها عنصر دیگر روابط ایران و اروپا را تا حد ممکن به قهقرا برد.

بی‌هرگونه تردیدی در یک باز سنجی تاریخی روابط ایران و اروپا در پس انقلاب ۵۷ در هیچ دوره‌ای به اندازه امروز برغم فراز و نشیب‌های فراوان تا این حد به سردی و انجماد و تنش و شکنندگی روبرو نبوده است. در طی این دوران یعنی از ۱۴۰۱ به بعد تمامی پیوندهایی که می‌توانست یک اندک ضمانتی را در پویایی و حیات روابط سامان بخشد از میان برداشته شد، برخی پیوندها از دیرباز گسسته و به بار ننشسته بود و برخی در سال‌های دورتر. در آن چیزی که می‌توان آن را روابط خواند اعم از عناصر فرهنگی، مطالعاتی، هنری، اقتصادی و بازرگانی، نفت و انرژی، بانکی، سرمایه‌گذاری، تا تبادل اساتید و نشست‌های آکادمیک و اندیشکده‌ای بین پژوهشگران طرفین و … همه و همه محو و از میانه روابط رخت بربسته و هیچ جذابیتی برای استمرار عینی و ملموس روابط بر جای نمانده است.

حوادث نامیمون و دردآور خاورمیانه و جنایت بشری و نسل‌کشی رژیم اشغالگر و سیاست‌های خاص و کاملا متفاوت منطقه‌ای ایران، و دولتمردان اروپایی مدعی حقوق بشر و دیگر رویدادهای بی‌شمار ناپخته و از سر عدم شناخت و آگاهی از سیر تحولات جهان و منطقه، روز به روز اروپای آکنده از غرور و تعصب را تا حد نابخردانه‌ای به اقدامات خصمانه ‌ای چون تحریم چند شرکت هواپیمایی ایران و در پس آن کشتیرانی ایران را تحریم نمودند. مجموعه اقدامات نابایسته و بداندیشانه و با موضع‌گیری خاص جدید ناصواب و کینه‌توزانه آنها در مورد جزایر ایرانی در نشست سران کشورهای حوزه خلیج فارس و اتحادیه اروپا و یا در آخرین گام نابهنگام دیگری با ارائه پیش‌نویس یک قطعنامه علیه ایران در اجلاس اخیر شورای حکام و … بر پیچیدگی‌های هر چه بیشتر این روابط افسون شده افزودند.

بازبینی و بازسنجی سالیان اخیر نشانگر آن است که ما به عنوان یک کشور و ملت که تحت فشارهای پر شمار تحریم‎ها زیستی مشقت‌بار داشته‌ایم نباید برای لحظه‌ای از حضور موثر خود در عرصه جهانی بکاهیم و حتی گه گاه نباید خود را درگیر برخی پروتکل‌های کم اهمیت کنیم.

آن چه مهم است بهره‌مندی از همه ابزارها و در همه لحظه‌ها در مقابله با نامرادی‌ها و صیانت از منافع ملی است، دقیقا در ابتدای دولت سیزدهم و در اجلاسی منطقه‌ای که در گذشته ایران از آن برداشتی منفی و یک سویه داشت با ابتکار فرانسه در بغداد اجلاسی در سطح سران کشورهای منطقه برگزار گردید و ایران نیز در سطح وزیر خارجه در آن شرکت جست، در حاشیه این اجلاس رییس جمهور فرانسه از وزیر خارجه ایران برای سفری به پاریس دعوت به عمل آورد و این دعوت توسط «لودریان» وزیر خارجه فرانسه تکرار شد و دیرتر باز این اصرار و ایده باز تکرار شد اما پاسخی از سوی ایران داده نشد گویی طیفی یا تفکری در تهران به این نتیجه رسیده بودند که روابط با این کشورها احتمالا به مصلحت نیست و البته تمامی داستان می‌توانست بگونه‌ای دیگر نیز عیان و بیان گردد، آنهم در بیان مواضع اولویت سیاست خارجی ایران در این دولت که بارها با واژگان و کلام‌های گوناگون اما همه با یک مفهوم اعلام گردد.

اولویت‌ها از همسایگان آغاز و از آنجا و بعد از روسیه و چین و آفریقا و آسیا و آمریکای لاتین نامی از اروپا در انتهای لیست اولویت‌ها مطرح و برغم این باز تاکید می‌شد که اروپا تنها چند کشور نیست. این بیان صریح و مکرر مفهوم و معنای نوعی تحقیر را با خود برای اروپاییان و بخصوص کشورهای عمده به همراه داشت و آنان که با حوزه اروپا آشنایند می‌دانند آنان با توجه به غرور و تکبر و نخوت خاصی که دارند شنیده را به سادگی از یاد نمی‌برند، هر آن چه در همان ماه‌های نخست گذشت کافی بود که از اروپای گذشته اروپای دیگری را بر سر راه ایران قرار دهد، آنها می‌خواستند با دولت سیزدهم هم کار حرفه‌ای خود بر اساس منافع اروپایی را پی‌گیرند اما شرایط دیگر شرایط پیشین نبود و دیرتر که سعی وافری از سوی دولتمردان و دیپلمات‌های ما به جد برای تماس و نشست و گفتگو صورت پذیرفت حاصلی جز هیچ نداشت، تحولات دیگری نیز تیر خلاص را بر این روابط بیمار شلیک نمود و روابط به اوج سردی و تیرگی هر چه بیشتر پیش رفت.

حالا طرفین در آستانه نشستی دوباره خود را برای یک دیدار با موضوعاتی تماما چالشی آماده می‌نمایند، مهم دیدار و بیان دیدگاه‌هاست. هر دیداری هر چند دشوار اما بی‌حاصل نخواهد بود. مذاکرات می‌تواند طولانی‌تر از آنی که می‌خواهیم و می‌خواهند زمان‌بر و طولانی گردد، این نیز هرگز نمی‌تواند بهانه‌ای برای عدم ‌مذاکره باشد. مهم آن است که در مذاکرات رو در رو و چشم در چشم می‌توان همواره معجزاتی یافت که با تماس‌های تلفنی یا توئیت و … هرگز حاصل نخواهد شد.

اگرچه نشست آتی ایران و سه کشور اروپایی بسیار دیر هنگام صورت می‌پذیرد، اما ما باید از همان ابتدای دولت جدید در ایران پیدا یا پنهان آنان را پای میز مذاکره می‌آوردیم ، اما هنوز فرصت باقی است، و راست است که دولتمردان ایرانی بدرستی عنوان می‌نمایند هرگز میز مذاکره را ترک نکرده‌اند اما این تنها یک بخش و نما از مساله ای است که پای منافع ما در میان است، نشست آتی بعد از صدور و تصویب قطعنامه آنها در شورای حکام چهره دیگری از ایران را به نمایش می‌گذارد اگر چه گفته‌اند قرار این دیدار در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل در سپتامبر گذشته نهاده شده است. اما شاید می‌شد زمان دیدار را پیش‌تر از زمان اجلاس شورای حکام تعیین و یا جابجا نمود. اما در دیپلماسی گاهی زمان و شرایط همواره همساز و همراه نیست.

در بیانی دیگر با آمدن آقای ترامپ و افزایش احتمالی برخی چالش‌های اروپا و آمریکای ترامپ احتمال فراوانی وجود دارد که اروپا بدنبال افزایش تنش با ایران برای بهره‌برداری در مذاکرات طرفین در آینده باشد. اروپا در هر صورت از بازگشت ترامپ خشنود نیست و اقدامات غیرمسئولانه و حتی خصمانه و تند و پی در پی آنها نسبت به ایران که در ماه‌های گذشته شدت یافته است جدای از این روند و نگرانی و نیاز آنها نمی‌تواند باشد. اروپا حتی این بار می‌تواند از تماس‌های احتمالی و گشایشی در ارتباطات ایران و آمریکای ترامپ سخت نگران باشد. لذا مذاکرات آتی با اروپا اگرچه دیر و دور اما اقدامی شایسته و بایسته و ضروری است و اگر به بحث و جدال دیرینه بحث هسته‌ای و برجام نیز بنگریم که موضوعی بسیار مهم و تعیین کننده است و زمان زیادی برای حفظ برجام وجود ندارد باید در مدیریت کار و زمان با آنها کوشا بود و باید به آنها این فهم و درک درست از سیاست ایران نسبت به روسیه و اوکراین را به آنها داد.

نه روس‌ها و نه اروپاییان حق ندارند در جنگ بین خود ایران را هر کدام به شکلی وجه المثالحه قرار دهند. یکی با هدف یارگیری و دیگری از سر توهم و یا یافتن سوژه‌ههایی برای ایجاد فشار و بهره‌برداری از نتایج آن در موضوعی دیگر.

اما برغم همه این قصه‌های پر غصه از یک سویه نگری خود در ساده‌انگاری و بلاتصمیمی‌های گذشته و زیاده خواهی و طماعی اروپا باید بپذیریم و بپذیرند که روابط ایران و آن قاره روابطی تاریخی و آکنده از همکاری‌های همه‌جانبه بوده است و ثبات و امنیت منطقه و حتی جهان در گرو روابطی مبتنی بر احترام متقابل و عدم مداخله آنان در امور یکدیگر می‌باشد. آن چه امروز برای ما مهم و پر اهمیت است در مرحله نخست عبور از این روابط به خاکستر نشسته دوجانبه و باز آفرینی دیدارها و گفتگوها و رسیدن به حدی از تفاهمات و بحث هسته‌ای و قطعنامه ۲۲۳۱ با توجه به زمان بازمانده و باقی است که کاری است بس سترگ و سخت و امید آن که این دیدار آن قطره ای نباشد که تنها لیوان باقی مانده را لبریز نماید. که سرریز آن سزاوار نیست. و تاریخ بخوبی به ما آموخته است که در نبود به هنگام و موثر ما در عرصه‌های بین‌المللی، منطقه‌ای و مجامع جهانی رقبا و معاندین این مرز و بوم در نبود ما عرصه جولان یافته و از هیچ تلاشی علیه ما فروگذار نخواهند کرد.

**کارشناس ارشد اروپا و سخنگوی پیشین وزارت خارجه

]]>
https://qeshmax.ir/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%a7%d8%b1%d9%88%d9%be%d8%a7%d8%9b-%d8%a2%d8%ba%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1/feed/ 0
حفاظت از تالاب‌ها برای آینده مشترکمان https://qeshmax.ir/%d8%ad%d9%81%d8%a7%d8%b8%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%a8%d9%87%d8%a7-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%da%a9%d9%85%d8%a7%d9%86/ https://qeshmax.ir/%d8%ad%d9%81%d8%a7%d8%b8%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%a8%d9%87%d8%a7-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%da%a9%d9%85%d8%a7%d9%86/#respond Tue, 11 Feb 2025 18:04:07 +0000 https://qeshmax.ir/?p=391

در هفته‌ای که گذشت در روز جهانی تالاب (دوم فوریه) جلسه ستاد ملی هماهنگی و مدیریت تالاب‌ها را با ریاست آقای عارف معاون اول رئیس جمهور و دستگاه‌های عضو این ستاد (موضوع تبصره ذیل ماده ۲ آیین نامه اجرایی قانون حفاظت و احیای تالاب‌ها) داشتیم و مصوبات ۶ جلسه‌ای که از سال ۱۳۹۷ تاکنون برای موضوع تالاب‌ها برگزار شد را مرور و بررسی کردیم. در این جلسه، به‌طور مشخص درباره برنامه تالاب «میانکاله» تصمیمات عملیاتی مصوب شد. با تأکید معاون اول رییس جمهوری، مقرر شد موضوع تالاب‌ها با اولویت از سوی همه دستگاه‌های عضو ستاد پیگیری شود.

در این هفته همچنین تالاب «گندمان» به‌عنوان بیست‌وهفتمین تالاب کشور در فهرست تالاب‌های بین‌المللی کنوانسیون رامسر ثبت شد. این خبر همراه با خبری که پیشتر درباره معرفی سه شهر تالابی «کیاشهر»، «بابل» و «گندمان» توسط دبیرخانه کنوانسیون رامسر و نیز انتخاب «ایمان ابراهیمی» به‌عنوان قهرمان جوان تالاب‌های جهان، حلاوت زیادی در دل دوستداران محیط زیست سرزمین ایجاد کرد؛ حلاوتی که آمیخته با نگرانی از وضعیت حال حاضر بسیاری از تالاب‌های کشور است.

روند توسعه ناپایدار کشاورزی در بالادست تالاب‌ها از جمله تالاب‌های «بختگان»، «ارومیه»، «جازموریان»، تعداد چاه‌های مجاز و غیرمجاز در حوضه‌های تالابی کشور، احداث بندها و سدهای متعدد روی رودخانه‌های ورودی و محدودیت منابع آبی و در یک کلام عدم تأمین حداقل آب مورد نیاز تالاب‌ها، موجب کم‌آبی و خشکی آنهاست. همچنین وضعیت منابع آب تالابی به‌دلیل ورود آلاینده‌ها و کاهش کمیت آب به لحاظ کیفی نیز با چالش روبه‌رو شده است.

با توجه به اهمیت این اکوسیستم‌های باارزش و تبعات ناشی از خشک‌شدن آنها، در قانون تأمین حداقل نیاز آب محیط زیستی تالاب‌ها بعد از آب شرب در اولویت قرار گرفته، ولی متأسفانه با دلایلی همچون تأمین معیشت، این برآورده کردن نیاز آبی تالاب‌ها به‌صورت کامل و با اولویت صورت نگرفته است.

برای جبران ناترازی آب و با در نظر گرفتن آمایش سرزمین در طرح‌های توسعه وابسته به منابع آب، بازنگری در اسناد تخصیص منابع و مصارف آب با هدف تخصیص کامل حق‌آبه‌های محیط‌زیستی تالاب‌ها و پایداری جریان رودخانه‌ها امری ضروری است که می‌تواند باعث بهبود وضعیت تالاب‌ها در پایاب حوضه‌ها و پایداری حوضه‌های تالابی و رودخانه‌ای کشور شود.

بر اساس آخرین مطالعات صورت‌گرفته، ۱.۵ میلیون هکتار از تالاب‌های کشور با شدت‌های مختلف به کانون و منشأ برداشت گردوغبار تبدیل شده‌اند. ضروری‌ترین راهکار برای جلوگیری از فعال‌شدن این کانون‌ها، تأمین حداقل‌های نیاز آبی، همچنین جلوگیری از تخریب بستر و پوشش گیاهی تالاب‌ها، حفاظت و مدیریت چرای دام در این عرصه‌ها، حفاظت مشارکتی این زیست‌بوم‌های باارزش با کمک تمامی ذی‌نفعان و جوامع محلی و از همه مهم‌تر مدیریت پایدار منابع و مصارف آب در سطح حوضه آبخیز هر تالاب است.

سازمان حفاظت محیط زیست حفاظت از تالاب‌ها را نه‌فقط به‌عنوان عرصه‌های آبی، بلکه عرصه‌هایی با خدمات گستردهٔ زیست‌بومی، اجتماعی و اقتصادی دنبال می‌کند از این‌رو، حفاظت زیست‌بومی تالاب‌ها در دستور کار این سازمان قرار دارد. در این رویکرد، مشارکت مردم و همکاری بین دستگاهی نقش مهمی را ایفا می‌کند.

«گردش آزاد اطلاعات» یکی از ارکان مهم این رویکرد در حفاظت تالاب‌هاست. سازمان حفاظت محیط زیست تلاش دارد پلی ارتباطی بین دستگاه‌های مختلف و بین دولت و جوامع حاشیه‌نشین تالاب‌ها و عموم جامعه باشد. تعدد دستگاه‌های مسئول در این حوزه، گاه این گردش آزاد را با مشکل روبه‌رو می‌کند که سازمان در تلاش برای رفع این مشکلات است چرا که معتقدیم گردش آزاد اطلاعات به‌معنای دعوت بیشتر برای مشارکت و ظهور ابتکارات جدید و خلاقیت در حفاظت است.

تأکید سازمان، شکل‌گیری همکاری بین‌دستگاهی، انسجام در سیاست‌گذاری و پرهیز از بخشی‌نگری، برنامه‌ریزی دقیق و اجرای سیاست‌های موثر و گاهی سخت‌گیرانه در مدیریت تالاب‌ها و حفاظت از آنهاست. بی‌شک، از کلیدی‌ترین عوامل موفقیت در مدیریت تالاب‌ها، همکاری نزدیک و تعامل ثمربخش میان نهادهای دولتی و غیردولتی، تعریف و ایفای درست نقش توسط جامعه محلی است؛ موضوعی که در تدوین و اجرای برنامه‌های مدیریت زیست‌بومی تالاب‌ها نیز دیده شده است و امیدوارم که با تلاش مستمر و همکاری‌های موثر ملی و بین‌المللی، موفق به کاهش مخاطرات تالاب‌های ایران شویم که امری بسیار دشوار و نیازمند زمان، منابع و اراده جمعی است.

 

* معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست

]]>
https://qeshmax.ir/%d8%ad%d9%81%d8%a7%d8%b8%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%a8%d9%87%d8%a7-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%da%a9%d9%85%d8%a7%d9%86/feed/ 0
تعلیق مصوبه حجاب، امید به تقویت عقلانیت در حکمرانی https://qeshmax.ir/%d8%aa%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%82-%d9%85%d8%b5%d9%88%d8%a8%d9%87-%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8%d8%8c-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d9%82%d9%88%db%8c%d8%aa-%d8%b9%d9%82%d9%84%d8%a7%d9%86%db%8c/ https://qeshmax.ir/%d8%aa%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%82-%d9%85%d8%b5%d9%88%d8%a8%d9%87-%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8%d8%8c-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d9%82%d9%88%db%8c%d8%aa-%d8%b9%d9%82%d9%84%d8%a7%d9%86%db%8c/#respond Tue, 11 Feb 2025 17:56:50 +0000 https://qeshmax.ir/?p=385 در روزهای منتهی به بیست و سوم آذرماه که قرار بود قانون موسوم به «عفاف و حجاب» برای اجرا از مجلس به دولت ابلاغ شود، مخالفت‌ها با بندهای مختلف این قانون به اوج خود رسید و رئیس‌جمهوری هم علنا بیان داشت در عمل بستری برای اجرای آن وجود ندارد.

«مسعود پزشکیان» در گفت‌وگوی تلویزیونی شامگاه دوازدهم آذرماه با مردم تصریح کرد: درباره قانون حجاب خیلی بحث داریم. از لحاظ اجرایی برای من که باید اجرا کنم، سوالات و ابهامات زیادی وجود دارد.

پس از آن، زمزمه‌هایی مربوط به رایزنی‌های گوناگون در سطوح بالای نظام و ورود شورای عالی امنیت ملی به اجرای این قانون جدی‌تر شد، تا اینکه «علی ربیعی» دستیار اجتماعی رئیس‌جمهوری ابتدای هفته جاری در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: ‏«سپاس از رئیس‌جمهور که اجرای این قانون را با توجه به تبعات اجتماعی آن در دستور کار شورای امنیت ملی قرار داد.»

همزمان، معاون پارلمانی رئیس‌جمهور اعلام داشت: ما درخواست کردیم فعلا این قانون ابلاغ نشود و یک لایحه اصلاحی به مجلس ارسال می‌کنیم تا این موضوع فعلا متوقف شود و سپس بررسی‌های بیشتر را انجام دهیم. به گفته «شهرام دبیری» دولت در حال آماده کردن لایحه اصلاحی قانون عفاف و حجاب برای ارسال به مجلس است.

هر چند این تصمیم باعث شد بسیاری از دغدغه‌مندان مسائل کشور هر چند به طور موقت نفس راحتی بکشند و نگرانی‌ها از تبعات اجرای قانون مزبور تا حدی فروکش کند، اما حامیان اجرای قانون مذکور هم در این باره اظهارنظر و استدلال‌ کردند عدم اجرا یا از دید آنان دور زدنِ قانونی که اواخر شهریورماه به تایید شورای نگهبان رسیده، بدعتی سیاسی به شمار می‌آید و به گفته یکی از چهره‌های این طیف، این تصمیم افرادی را که تنها مدافعان کشور به شمار می‌آیند! ناامید خواهد کرد و به این ترتیب امنیت کشور به خطر خواهد افتاد.

در برابر استدلال‌هایی اینچنین که با تجمع خیابانی «دستوردهندگان به دولت برای حمله به تل‌آویو و حیفا» در تهران و شهرهایی مانند مشهد و همدان همراه شده، بسیاری به تقویت جنبه‌های عقلانیت در حکمرانی امیدوارشده‌اند تا شاید به سرانگشت تدبیرِ مسئولانی که مسائل را نه از منفذ بسته اقتضائات گعده‌ای و گروهی، بلکه از پنجره وسیع اهداف و منافع ملی و چارچوب‌ ایجاد «وفاق ملی» ببینند تا پرونده‌های راکد حوزه‌های سیاست خارجی، اقتصاد، ارتباطات و … به نتیجه‌ای مشخص رسیده و جلوی بحرانی‌شدن چالش‌های امروز کشور گرفته شود.

واکاوی جنبه‌های گوناگون مساله‌ هویتی-فرهنگی-مدنی حجاب در کشور و جست‌وجوی راه‌های احیا و تقویت عفاف در جامعه ایرانی بر بستر عقلانیت، چندین حقیقت را آشکار می‌سازد که نخستین آن نقض غرض قانونی است که با فروکاستن امری اعتقادی، می‌کوشد از نامناسب‌ترین ابزارها برای نهادینه کردن آن سود جوید.

به عبارتی استفاده از جریمه نقدی و حبس و محرومیت از دریافت خدمات دولتی که نقض حقوق شهروندی است و در یک کلام بگیر و ببند تحت عنوان نهادینه کردن حجاب تنها از سوی کسانی مورد اصرار قرار می‌گیرد که بیگانه از فلسفه این امر اعتقادی باشند.

از دید بسیاری، مجازات‌های نقدی در نظرگرفته شده در قانون مذکور، مصادیق بی‌حجابی را به سطح تخلفات راهنمایی و رانندگی تقلیل داده و ناخودآگاه باعث همانندسازی مجازات‌های بی‌حجابی با جرائمی می‌شود که نه از نظر زمینه‌های ارتکاب و نه فلسفه بازدارندگی قوانین، ارتباطی منطقی با هدفگذاری اعلانی قانون برقرار نمی‌سازد یعنی «اصالت دادن به خانواده به عنوان کانون اصلی رشد تعالی و آرامش انسان» و نیز «ارتقاء سرمایه اجتماعی آن بر پایه رضایت و انصاف خدمت و احترام و مودت و رحمت» (ماده نخست).

از سوی دیگر، تبعات ضدامنیتی قانون مذکور از درگیر ساختن دوربین‌های نهادهای امنیتی (ماده ۶۴) تا ایجاد برانگیختگی روانی و اجتماعی علیه اتباع خارجی حاضر در کشور (طبق مفاد ماده ۳۲) از جمله موضوعاتی بوده که بارها درباره آن هشدارهایی جدی مطرح شده است.

جرم‌انگاری علیه کودکان، زیر فشار قراردادن رانندگان تاکسی‌های اینترنتی، وضع مجازات علیه مسئولان مجتمع‌ها و شهرک‌های مسکونی و … موارد متعددی بوده که در متن قانون هفتاد و چهار ماده‌ای حجاب با انتقادات و هشدارهای گوناگونی روبرو بوده است.

شکل و شمایل مجازات‌های در نظر گرفته شده در قانون حجاب به گونه‌ای بوده که برخی آن را تاوان زندگی کردن در ایران و گروهی ابزاری برای رفع مشکل کسری بودجه و پر کردن جیب دولت توصیف کرده‌اند.

نکته قابل‌تاملی که در مورد این قانون به خصوص بعد از انتشار محتوای آن نگاه بسیاری را به خود دوخت، هم‌نوایی کم‌سابقه‌ای بود که بین طیف گسترده‌ای از علما و روحانیون، جامعه‌شناسان، حقوقدانان و … شکل گرفت و بسیاری از فعالان امور فرهنگی و مذهبی هم نسبت به تبعات آن هشدار دادند؛ از آیت‌الله جوادی آملی که تصریح داشت «مسائلی مانند ‎حجاب و امثال آن با بگیر و ببند حل نمی‌شود، با ادب و عدل حل می‌شود» تا انجمن علمی روانپزشکان ایران که در بیانیه‌اش در این ارتباط، اجرای قانون حجاب را منجر به کاهش احساس امنیت و اعتماد به نهادهای عمومی، افزایش میل به مهاجرت نخبگان و تشدید آسیب‌های اجتماعی دانست و اعلام داشت قانون یادشده آسیبی بر پیکر سلامت روان عمومی خواهد بود.

از سوی دیگر در شرایطی که منطقه غرب آسیا در یکی از حساس‌ترین شرایط تاریخ معاصر خود قرار گرفته و بروز اولین درگیری‌های مستقیم نظامی با رژیم اسرائیل طی یک سال اخیر با تحولات بنیادین در سوریه و اراضی اشغالی فلسطین همراه شده، ضرورت همراهی و همگامی حداکثری مردم با نظام حکمرانی به بایسته‌ای غیرقابل چشم‌پوشی و حیاتی مبدل شده است؛ تا جایی که بسیاری ترمیم «سرمایه‌های اجتماعی» نظام سیاسی را یکی از بزرگترین اولویت‌های پیش روی تصمیم‌سازان کلان کشور قلمداد می‌کنند.

در برابر این اولویت و در شرایطی که بسیاری از اتاق‌فکرهای ضدایرانی در انتظار نشسته‌اند تا با استفاده از تصاویر ارسالی از درگیری بر سر حجاب در خیابان‌ و پیاده‌روهای شهرهای ایران، خوراکی رسانه‌ای و تبلیغاتی برای بازی روانی با شهروندان فراچنگ آورند و سرمایه‌های‌ اجتماعی موجود نیز دچار فرسایش شود، آزمودن آزموده‌ای که نتایجش را در میانه سال ۱۴۰۱ شاهد بودیم، تحت عنوان اجرای قانون حجاب علامت سوال بزرگی را پیش روی انگیزه و اهداف حامیان آن قرار می‌دهد.

حالا اما تصمیم اخیر که آن هم نه از طریق نادیده‌انگاری قانون که بر عکس با بهره‌گیری از ظرفیت‌های سیاسی-قانونی نظام حکمرانی و از کانال شورایی که سران قوا و مقامات ارشد کشور در آن حضور دارند، اتخاذ شده، به عنوان نمونه‌ای از تصمیم‌سازی عقلایی، ضمن ایجاد امیدواری به ترمیم سرمایه‌های اجتماعی مورد نیاز کشور، همچنان که اشاره شد چشم‌اندازهای روشنی را برای تسری عقلانیت به سایر روندهای تصمیم‌سازی نمایان ساخته است.

واقعیت آن است که حجم معضلات و چالشهای روی هم انباشته در کشور و در هم تنیدگی آنها، ظرفیتی برای تنش‌های جدید در جامعه باقی نگذاشته و از همین رو جز با عقلانیت و همچنین وفاق، همدلی و اجماع‌سازی بر سر تصمیمات مهم و سخت نمی‌توان جامعه را به پیش برد و اهمیت تصمی‌گیری اخیر، از بابت بروز امیدواری به چنین رویکردی است؛ رویکردی که با تداوم آن می‌توان به تحقق وفاق میان جامعه و حکومت نیز امیدوار شد.

]]>
https://qeshmax.ir/%d8%aa%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%82-%d9%85%d8%b5%d9%88%d8%a8%d9%87-%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8%d8%8c-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d9%82%d9%88%db%8c%d8%aa-%d8%b9%d9%82%d9%84%d8%a7%d9%86%db%8c/feed/ 0
آمریکای ترامپ درصدد سلطه انحصاری دلار بر اقتصاد بین‌الملل است https://qeshmax.ir/%d8%a2%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%be-%d8%af%d8%b1%d8%b5%d8%af%d8%af-%d8%b3%d9%84%d8%b7%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%ad%d8%b5%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%af%d9%84%d8%a7%d8%b1/ https://qeshmax.ir/%d8%a2%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%be-%d8%af%d8%b1%d8%b5%d8%af%d8%af-%d8%b3%d9%84%d8%b7%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%ad%d8%b5%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%af%d9%84%d8%a7%d8%b1/#respond Tue, 11 Feb 2025 17:20:58 +0000 https://qeshmax.ir/?p=364 آنها پذیرفتند که دلار در کنار طلا هم به‌عنوان پشتوانه پول‌های ملی آنها و هم وسیله مبادله در تجارت آنها شود. هر اونس طلا برابر ۳۵دلار را قبول کردند. این سازوکار جدید، معامله بزرگی برای آمریکا بود و از آنجاکه ذخایر طلای آمریکا از همه جهان بیشتر بود، می‌توانست معادل دلارهای برگشتی را طلا بپردازد.

حجم زیادی از دلارهای آمریکا از طرح مارشال گرفته تا وام‌های آمریکا تا پرداخت دلار برای واردات به خارج آمریکا رفت. هزینه‌های نظامی آمریکا درطول دهه هفتاد در چند جنگ و چالش بین‌المللی و مسابقه تسلیحاتی با شوروی افزایش می‌یافت.

بنابراین ناچار به کسری بودجه می‌شد و با کمک خلق دلارهای بیشتر و صدور آن به خارج و واردات کالا و سرمایه از کشورهای دیگر آن را جبران می‌کرد. هرچند دلار آمریکایی پشتوانه پولی کشورهای دیگر می‌شد و در بانک‌های مرکزی آنها به‌عنوان بدهی آمریکا و پشتوانه پولی خودشان ثبت می‌شد. ولی بازگشت این دلارها به اقتصاد آمریکا زنگ خطر را برای ذخایر طلای آمریکا به صدا درآورد.

عبور دلار از طلا

آمریکا ۲۰سال بعد، در سال۱۹۷۰ ارتباط دلار با طلا را یک‌طرفه قطع کرد و بدون توافق با کسانی که با کمک آنها نظام پولی بین‌المللی را ایجاد کرده بودند، پشت پا زد و از آن خارج شد. بهانه آمریکا کاهش ذخایر طلای آمریکا و احتمال ضعیف شدن قدرت دلار در مبادلات بین‌المللی بود. آمریکا در ۱۵اوت۱۹۷۱ قابلیت تبدیل دلار آمریکا به طلا را به شکل یک‌طرفه با «شوک نیکسون» فسخ و دلار را به ارز بدون نیاز به ارتباط با طلا تبدیل کرد.

دلیل آن هم این بود که حالا دلار می‌توانست از طلا عبور کند و خود پشتوانه خودش و سایر ارزهای دیگر باشد. در این مدت، دلار پشتوانه پول بسیاری از کشورها شده بود و با قطع ارتباط آن با طلا می‌توانست با دلارهای بدون بازگشت کسری‌های بودجه دفاعی خود را جبران کند.

بنابراین، دلار آمریکایی دو نقش را برعهده گرفت: از یک‌سو، به‌عنوان ذخیره ارزش پشتوانه پولی کشورهای دیگر شده بود و در بانک‌های مرکزی آنها به‌عنوان بدهی آمریکا به پشتوانه پولی‌شان تبدیل شده بود. ازطرف دیگر، نقش مبادلاتی هم در تجارت جهانی پیدا کرد. در حقیقت، کشورها به جای مبادله کالا با کالا یا کالا با طلا می‌توانستند کالا، خدمات و دارایی‌های خود را با دلار مبادله کنند. حجم دلارهایی که از آمریکا خارج شد به‌عنوان‌ دلارهای اروپایی معروف شدند و در بازارهای بین‌المللی به گردش درمی‌آمدند یا خارج از آمریکا در بانک‌ها یا موسسات پولی سپرده‌گذاری می‌شد.

اما ورود آنها به آمریکا کاملا تحت نظارت بانک مرکزی آمریکا قرار داشت و از طریق اتاق تسویه فدرال‌رزرو مانع ورود دلارهای سرگردان به بازارهای آمریکا می‌شد. اما حجم دلارها در خارج آمریکا روز به روز بیشتر و بیشتر می‌شد و باید برای آن فکری می‌شد.

اوراق قرضه آمریکا؛ تکیه‌گاه دلار

سی‌سال پس از فروپاشی نظام برتون وودز مجددا رویدادی برای حفظ اقتدار دلار در صحنه اقتصاد بین‌الملل به‌وجود آمد. دلارهایی که به‌عنوان ذخیره ارزش و پشتوانه پول‌های ملی سایر کشورها در بانک‌های مرکزی نگهداری می‌شد، به‌دلیل تورم ارزش آنها کاهش می‌یافت و نرخ تسعیر آن کشورها با مشکلات جدی مواجه می‌شد. از سوی دیگر، افزایش حجم آنها و احتمال خطر سرازیر شدن این دلارها به بازارهای آمریکا به‌وجود آمد. کشورهایی هم که آن دلارها را ذخیره کرده بودند، از ترس تورم‌های شدید، کاهش ارزش دلار و کاهش دارایی‌های خود، دچار نگرانی شدند. این نگرانی‌ها در اوایل قرن جدید آغاز شد. سیاست عرضه اوراق بدهی جایگزین دلار برای تامین منابع هزینه‌های دفاعی آمریکا درپیش گرفته شد. به همین دلیل، آمریکا به دو سیاست و روش متوسل شد تا دوباره اقتدار دلار را حفظ کند: از یک‌سو، افزایش مخارج دفاعی خود را همچنان بالا برد تا بتواند منابع جنگ‌هایی سلطه و هژمونی خود را تامین کند. از سوی دیگر، به جای خلق دلارهای بدون بازگشت از انتشار اوراق قرضه استفاده کرد.

تعهدات جدید برای توسعه‌طلبی جغرافیایی

فروپاشی شوروی و ایجاد خلأ قدرت در غرب آسیا، آسیای مرکزی و قفقاز، آمریکا را وسوسه کرد که جنگ‌های جدیدی را در دستورکار سیاسی- اقتصادی خود قرار دهد. آمریکا هزینه‌های حمله به عراق و افغانستان را از طریق کسری بودجه تامین می‌کرد و به جای استقراض از بانک مرکزی به انتشار اوراق قرضه روی آورد. انتشار اوراق قرضه باعث می‌شد که کشورهای دیگر با خرید آنها از دلارها خلاص شوند و آمریکا هم از انتشار دلارهای جدید پرهیز و واردات گسترده و هزینه‌های صنایع نظامی را با فروش اوراق قرضه تامین کرد؛ به‌طوری‌که امروزه حجم بدهی‌های آمریکا بابت اوراق بدهی به چین، ژاپن و کشورهای اروپایی و سایر کشورها از ۳۶تریلیون دلار گذشته است.

با این حال، با شرایط جدیدی که پیش آمده است، ادامه این راهبرد برای آینده اقتصاد آمریکا یک خطر بزرگ محسوب می‌شود؛ زیرا طی دو دهه اخیر مجددا انحصار دلار به خطر افتاده است و آمریکا باید در این رابطه، طرحی نو در اندازد.

دلار در محاصره

طی دو دهه اخیر با نقش پیدا کردن ارزهای دیگر از قبیل یورو و تقلای بانک‌های مرکزی دیگر برای انتخاب ابزار جایگزین با دلار- از پیمان‌های پولی دوجانبه تا پرهیز از تجارت جهانی با دلار- نقش بین المللی دلار در تنگنا و خطر قرار گرفته است. دلار در محاصره سایر ارزهای بین‌المللی و از جمله ابزارهای جدید مبادلاتی قرار گرفته و سهم آن در بازارهای بین المللی رو به کاهش است. به نظر می‌رسد، افول تدریجی نقش دلار موجب سقوط اقتصاد آمریکا خواهد شد. به همین دلیل، راهبرد دولت ترامپ برای آنکه دوباره آمریکا را بزرگ کند صلح با زور برای بازگشت دلار به همان دوران طلایی خود است.

اما ترامپ چگونه می‌خواهد این نقش را ایفا کند؟ به نظر می‌رسد، ترامپ چند راهبرد را برای پیگیری این سیاست و حفظ نقش دلار در تجارت بین‌الملل در نظر دارد:

الف. ایجاد یک تهدید یا جنگ جدید

۱. این سیاست زمانی اتخاذ می‌شود که اولا همراه با پیروزی باشد و ثانیا یک پشتوانه اقتصادی برای دلار را دربر داشته باشد. مانند در اختیار گرفتن مناطقی که منابع نفت وگاز داشته باشند یا آنکه سهم دلار را در تجارت بین‌المللی افزایش دهد.

۲. کمک گرفتن از ابزارهای سیاسی و زور از جمله توسعه جغرافیایی آمریکا. اگر ترامپ موفق به توسعه جغرافیایی آمریکا به سوی گرینلند، پاناما و حتی کانادا شود، آمریکای جدید صاحب منابع، معادن و آبراه‌های تجاری جدید خواهد شد و پشتوانه دلار را از طریق اقتدارسازی بالا می‌برد.

۳. تقویت اسرائیل به‌عنوان چماق در غرب آسیا با هدف گسترش نفوذ سیاسی و اقتصادی آمریکا در این منطقه.

ب. استفاده از ابزار اقتصادی برای تقویت تولید داخلی

۴. رفتن به سوی اقتصاد نیمه‌باز و استفاده از تعرفه‌ها برای کاهش‌ واردات کشورهای دیگر

۵. کاهش تعهدات و هزینه‌های آمریکا در بیرون از آمریکا. خروج از توافق‌نامه‌های بین‌المللی مانند توافق‌نامه آب و هوایی پاریس، قطع کمک‌های خارجی، خروج از کانون‌های مناقشه، ملزم کردن ناتو و اروپا به پرداختن بیشتر هزینه‌های نظامی و… در این راستا قابل ارزیابی است.

۶. ایجاد «هاب جهانی رمز ارزها» در آمریکا. آمریکا قصد دارد کنترل موثری بر ارزهای دیجیتال اعمال کند تا مانع تضعیف دلار از این ناحیه شود.

۷. دوشیدن کشورهای نفت‌خیز، وادار کردن کشورهای اروپایی، چین و… برای سرمایه‌گذاری در آمریکا و خریدن نفت از آمریکا.

به‌طور کلی و در یک تصویر کلان، طی ۲۰سال اخیر با پیدایش کشورهای نوظهور مانند چین و محدود شدن فضای بازار بین‌المللی برای کالاهای آمریکایی و حضور پول‌های جدید مانند یورو، احتمال شکستن دیوارهای انحصاری دلار در تجارت بین‌المللی افزایش یافته است. پیش‌بینی می‌شود آمریکا برخلاف تمام شعارهای خود درباره اقتصاد بازار آزاد به سوی اقتصاد نیمه‌باز می‌رود.

به همین جهت، بر واردات از چین، هند، برزیل، کانادا، اروپا، مکزیک و… تعرفه می‌بندد، از توافق‌نامه‌های بین‌المللی خارج شده است و از سوی دیگر، سعی در توسعه جغرافیایی (تسلط بر کانال پاناما و جزیره گرینلند و ادعای ارضی درباره کانادا) دلار دارد.

آمریکای ترامپ با یک «استبداد بین‌المللی» در کنار راهبرد «اقتصاد نیمه‌باز»، درصدد سلطه انحصاری دلار بر اقتصاد بین‌الملل است. آنچه از سوی ترامپ برای حفظ و ارتقای حاکمیت جهانی دلار آغاز شده است، شمشیری دولبه است. طرحی بلندپروازانه که می‌تواند آمریکا را با سر زمین بزند و اقتدار بین‌المللی این کشور را نابود کند و از سوی دیگر اگر موفقیت‌آمیز باشد -که بعید به نظر می‌رسد- افول نظم بین‌الملل آمریکایی را کندتر می‌کند.

* محسن رضایی دبیر شورایعالی هماهنگی اقتصادی سران قوا

]]>
https://qeshmax.ir/%d8%a2%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%be-%d8%af%d8%b1%d8%b5%d8%af%d8%af-%d8%b3%d9%84%d8%b7%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%ad%d8%b5%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%af%d9%84%d8%a7%d8%b1/feed/ 0
ترامپ و ده فرمان حضرت موسی برای ایران؟ https://qeshmax.ir/%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%be-%d9%88-%d8%af%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d9%85%d9%88%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%9f/ https://qeshmax.ir/%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%be-%d9%88-%d8%af%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d9%85%d9%88%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%9f/#respond Tue, 11 Feb 2025 17:15:51 +0000 https://qeshmax.ir/?p=357 کسانی که قبل از انقلاب در زندان‌های سیاسی رژیم شاه بودند، به‌ویژه آن‌هایی که در کمیته مشترک ضد خرابکاری که اکنون به موزه عبرت تبدیل شده، حضور داشتند، به خوبی به یاد دارند که در آن زمان یک نگهبان داشتیم که هرگاه نوبت نگهبانی‌اش می‌شد و بند را تحویل می‌گرفت، با صدای بلند از دم در تعداد زیادی دستور در مورد وظایف زندانیان صادر می‌کرد؛ مثلا این کار را نکنید، آن کار را بکنید، دستشویی نوبت دارد، در نزنید و… ولی هیچ حرفی در مورد حقوق زندانیان نمیگفت! به‌طور کلی، ده فرمانی صادر می‌شد که زندانی‌ها اسم این نگهبان را به مقتضای فیلم معروف آن زمان «ده فرمان» گذاشته بودند.

ترامپ و بازی با افکار عمومی در ایران

غرض از بیان این خاطره، اشاره به سخنان اخیر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده درباره ایران است، به‌ویژه بخشنامه‌ای که برای بازگرداندن اجرای سیاست فشار حداکثری علیه ایران صادر کرده است. حالا به نظر می‌رسد که ترامپ در حقیقت همانند همان “ده فرمان” را برای ایران صادر کرده است؛ ما می‌دانستیم یا حدس می‌زدیم که ترامپ کار خود را با فشار حداکثری آغاز خواهد کرد، و این موضوع را پیشتر در مصاحبه‌ها و یادداشت‌های خود بیان کرده بودم. اما این که یک فرد چیزی بگوید و همزمان پای متن اجرایی دیگری را امضا کند، برایم عجیب است. البته شاید با شخصیتی که از ترامپ میشناسیم چندان هم نباید شوکه شویم.

او بارها تأکید کرده که تنها خواهان جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای است؛ در همین زمینه نیز حرف‌ها و بحث‌های زیادی مطرح شده و هنوز مشخص نیست که دامنه این خواسته، که ایران بارها اعلام کرده به دنبال ساخت سلاح هسته‌ای نیست، تا کجا گسترده است و جزئیات آن چگونه است. اما حالا در بخشنامه‌ای که صادر کرده، ابعاد مختلف فعالیت‌های ایران پوشش داده شده است، یا بهتر بگوییم، دامنه وسیعی از تحرکات سیاست خارجی ایران به عنوان خط قرمز شناخته شده‌اند. اگرچه روش او در این زمینه به گونه‌ای است که ابتدا به مرگ می‌کشاند و سپس به تب راضی می‌شود، به نظر می‌رسد یکی از ابعاد و اهداف او در این امر بازی با افکار عمومی ایرانیان باشد و در این زمینه باید هوشیار بود.

اگر یادداشت اجرایی ترامپ و محتوای آن و سئوالات مطروحه به بندهای مذاکراتی تبدیل شوند، برای دستیابی به توافق دو سال مذاکره دیپلماتیک نیاز خواهد بود. برای مثال، ایشان خواستار اطمینان هستند؛ اما اطمینان در مورد چه چیزی؟ من فکر می‌کنم به طور کلی با شیوه‌ای که رئیس‌جمهور آمریکا آغاز کرده است، بعید است که اتفاق خاصی میان دو کشور رخ دهد.معیار قرار دادن نتانیاهو، فضای دیپلماسی میان ایران و آمریکا را می‌بندد

به عبارت دیگر، اگر همین یادداشت و محتوای آن و سئوالات مطروحه به بندهای مذاکراتی تبدیل شوند، برای دستیابی به توافق دو سال مذاکره دیپلماتیک نیاز خواهد بود. برای مثال، ایشان خواستار اطمینان هستند؛ اما اطمینان در مورد چه چیزی؟ من فکر می‌کنم به طور کلی با شیوه‌ای که رئیس‌جمهور آمریکا آغاز کرده است، بعید است که اتفاق خاصی میان دو کشور رخ دهد.

مهم‌ترین نکته منفی یاداشت وی این است که همزمان با فعالیت بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم اسرائیل علیه ایران، این بخشنامه یا یادداشت خطاب به نهادهای آمریکایی صادر شده است. این واقعاً نکته بسیار منفی‌ است؛ چرا که اگر ترامپ بخواهد اسرائیل را محور رابطه ایران و آمریکا قرار دهد، عملاً هیچ فضایی برای دیپلماسی باقی نمی‌گذارد و درب‌ها را بسته است.

شما نمی‌توانید با یک اقدام، دغدغه‌ها، نیازها و ویژگی‌های طرف مقابل را نادیده بگیرید و همزمان در سخنان دیگری ادعا کنید که قصد دارید با رئیس‌جمهور ایران مذاکره یا گفتگو کنید. به عقیده من، این روش نتیجه نخواهد داد. به عنوان مثال، شما نمی‌توانید از یک سو بگویید که ایران ضعیف نشده بلکه قوی‌تر شده و از سوی دیگر با ایران به گونه‌ای برخورد کنید که بسیار شدیدتر از دوره گذشته باشد.

ترامپ از تجربه خروج از برجام درس نگرفت

متاسفانه به نظر می‌رسد که رئیس‌جمهور آمریکا هنوز درک نکرده است که با خروج از برجام در دوره گذشته، اگرچه ایران نتوانسته از فواید اقتصادی برجام بهره ببرد اما هم منافع آمریکا آسیب دیده و هم ایران حداقل در بخش هسته‌ای توانسته دستاوردهای بیشتری کسب کند. بنابراین آن خروج به نوعی به نفع ایران تمام شده و به ضرر آمریکا بوده است.

من با توجه به رویکرد کنونی ترامپ نسبت به آینده روابط ایران و آمریکا و حتی امکان مذاکره، خوش‌بین نیستم. حدس می‌زنم که شرایط قبلی ادامه پیدا کند، زیرا ترامپ قادر نخواهد بود با قوانین فرامرزی جای سازمان‌های بین‌المللی بنشیند؛ این موضوع بسیار واضح است. برای مثال، در مورد برنامه هسته‌ای، ایران صراحتاً اعلام کرده که به دنبال سلاح هسته‌ای نیست، اما به دلیل تاریخ و جغرافیا، نمی‌تواند از عوامل نرم و سخت بازدارندگی غفلت کند. این میزان غنی سازی هم در چهارچوب استفاده ایران از اسنپ بک موجود در برجام در اثر خروج آمریکا از آن حاصل شد و برای استفاده صلح آمیز است.

اگر ایران درصدد اطمینان بخشی درباره برنامه هسته‌ای خود باشد، باید این اطمینان را به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ارائه دهد. ایران با عضویت خود در پیمان منع گسترش تسلیحات هسته‌ای (NPT) این کار را انجام داده است. حتی در دوره پیش از خروج آمریکا از برجام نیز ۱۵ گزارش مثبت از سوی آژانس منتشر شد که نشان می‌دهد ایران هیچ‌گونه خلف وعده‌ای نه در چارچوب برجام و نه در چارچوب NPT نداشته است.

به عقیده من، فارغ از اینکه ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی دو یا سه مسئله و چند سؤال حل نشده دارد، نکته روشن این است که همکاری موثر با آژانس، به‌منظور اعتمادسازی و شفاف‌سازی برنامه هسته‌ای ایران، امری ضروری است.

ایران نه گرینلند است و نه کانادا

به نظر می‌رسد که گاهی باید به رئیس‌جمهور جدید آمریکا یادآوری شود که ایران نه گرینلند است و نه کانادا، بلکه یک کشور استراتژیک و تأثیرگذار است. شاید بد نباشد هر از گاهی به او یادآوری شود که ایران می‌توانست هواپیمای دارای سرنشین آمریکایی که در نزدیکی پهپادی که در خلیج فارس به حریم هوایی آبهای سرزمینی ایران تعدی کرده بود، هدف قرار دهد، اما در عوض تنها به ساقط کردن پهپاد اکتفا کرد.

کار را به دیپلماتها بسپاریم

بنابراین، من فکر می‌کنم در این فضا و با توجه به وضعیت کنونی که دونالد ترامپ بازی روانی و پیچیده ای را در پیش گرفته است، نیاز به مدیریت رسانه‌ای و دیپلماسی عمومی در درجه اول احساس می‌شود. این از مسائلی است که باید به دیپلمات‌ها اعتماد کنیم و این کار را در قالب دیپلماسی رسمی، نه دیپلماسی عمومی یا رسانه‌ای، پیش ببریم. به عقیده من، این موضوع به دلیل پیچیدگی و چند لایه بودن راهبرد ترامپ بسیار اهمیت دارد. راهبرد او چندان شفاف نیست و به نظر می‌رسد خود او نیز نمی‌داند چه می‌خواهد. تیم‌های مختلفی از تندروها و معتدل‌ها کنار او قرار دارند و این وضعیت، مشکلات موجود را بیشتر می‌کند. بنابراین، من بر این باورم که باید این مسئله را از فضای رسانه‌ای، عکس‌العمل‌های رسانه‌ای، بیانات علنی و موضع‌گیری‌هایی که ممکن است نظامیان یا سیاستمداران داشته باشند، خارج کرده و آن را در چارچوب دیپلماسی رسمی کشور نگه داریم.

مطالب و اظهارنظرها باید در نهادهایی که مسئول سیاست خارجی هستند، مطرح و مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند و بر روی آن‌ها کار کارشناسی انجام شود. البته، افکار عمومی باید در جریان امور باشد، اما باید اجازه داده شود تا برای بازی پیچیده‌ای که ترامپ در نظر دارد، راه‌های دیپلماتیک مناسب پیدا شود.

با توجه به وضعیت کنونی که دونالد ترامپ بازی روانی و پیچیده ای را در پیش گرفته است، نیاز به مدیریت رسانه‌ای و دیپلماسی عمومی در درجه اول احساس می‌شود. این از مسائلی است که باید به دیپلمات‌ها اعتماد کنیم و این کار را در قالب دیپلماسی رسمی، نه دیپلماسی عمومی یا رسانه‌ای، پیش ببریم.

مذاکره با پیش‌شرط‌های عجیب و غریب آغاز نمی‌شود

هیچ‌کس مذاکرات را نفی نمی‌کند، اما اگر مذاکره با پیش‌شرط‌هایی که طرف مقابل تعیین می‌کند آغاز شود، معمولاً به نتیجه نمی‌رسد. به‌ویژه مذاکره بین ایران و آمریکا به دلیل گذشته‌ی تاریخی و عدم اعتماد، و همچنین دیوار بی‌اعتمادی بین دو کشور، نیازمند این است که به جای واکنش‌های احساسی، بیشتر به سمت دیپلماسی رسمی و ساختارمند با راهبرد منسجم و مشخص حرکت کنیم.

اینکه وزارت خزانه‌داری آمریکا امروز مدعی می‌شود یکی از شرکت‌های مرتبط با حوزه کشتیرانی، انرژی و نفت ایران را تحریم کرده است، نشان می‌دهد که آمریکا با یک دست چماق را بلند کرده و با دست دیگر بشقاب پیاز را.

ایران تا زمانی که نداند چه چیزی می‌دهد و چه چیزی می‌گیرد، وارد هیچ روندی نخواهد شد. اما روش ترامپ این است که خودش در کانون تصویر و مذاکره قرار گیرد تا از ابعاد رسانه‌ای و تبلیغی آن بهره‌برداری کند.

 

دو طرف باید به نقشه راه معقول برسند

به نظر من، بعید است این روش در مورد ایران جواب دهد. من طرفدار نوآوری، جسارت و ریسک‌پذیری در سیاست خارجی و به‌ویژه در حل مشکلات با آمریکا هستم، اما این روش ترامپ عملی نخواهد بود مگر آنکه هر دو طرف به یک نقشه‌راه معقول که محور آن درک دغدغه‌های متقابل باشد، تن دهند. در این صورت هم ایران باید به ظرفیت‌های بین‌المللی و تاثیرگذار آمریکا واقف باشد و هم آمریکا باید به نقش منطقه‌ای ایران در ایجاد ثبات و امنیت جمعی احترام بگذارد و دیگر از موضع برتر نظراتش را به ایران تحمیل نکند.

دیگر نکته منفی این یادداشت این است که فشارهای حداکثری و این نوع اقدامات، با توجه به حداقل شناختی که از حکومت ایران و ظرفیت‌های سخت‌افزاری و تا حدی نرم‌افزاری آن دارم، بعید به نظر می‌رسد که دست خود را به نشانه تسلیم بالا ببرد و وارد مذاکره در چنین فضایی شود. البته من مذاکره را نفی نمی‌کنم و معتقدم می‌توان در همین شرایط هم مذاکره کرد. به این معنا که می‌توان گفت، مذاکره با شرایطی که شما بخواهید ظرفیت فروش نفت ما را به صفر برسانید، غیرممکن است.

من به‌خوبی از وضعیت اقتصادی کشور و مشکلات مردم آگاه هستم، اما این بدان معنا نیست که ما باید به هر شرطی تن بدهیم. اگر قرار باشد فشار حداکثری به همین شکل ادامه پیدا کند، ایران همانطور که تا به حال عمل کرده، چه از طریق دور زدن تحریم‌ها که هرچند به نفع اقتصاد ما نیست، اما در شرایط تحمیلی قابل انجام است، ادامه خواهد داد.

بنابراین با این شرایط، من فکر می‌کنم که ترامپ از تجربیات گذشته درس نگرفته و همچنان بر همان پاشنه می‌چرخاند. در این وضعیت، ایران چاره‌ای جز گرایش بیشتر به سمت بلوک شرق ندارد و باید به دنبال سازوکارهایی باشد که آسیب‌های ناشی از تحریم‌ها را کاهش دهد. با این حال، من همچنان معتقدم که در هر شرایطی نباید اروپا را از مذاکرات رسمی کنار بگذاریم و همچنین باید همکاری با آژانس را با اولویت ادامه دهیم. اگر با این دو محور پیش برویم، می‌توانیم آسیب‌های خود را کمی کاهش دهیم.

من طرفدار نوآوری، جسارت و ریسک‌پذیری در سیاست خارجی و به‌ویژه در حل مشکلات با آمریکا هستم، اما این روش ترامپ عملی نخواهد بود مگر آنکه هر دو طرف به یک نقشه‌راه معقول که محور آن درک دغدغه‌های متقابل باشد، تن دهند.باید انسجام ملی را تقویت کنیم

نکته دیگری که می‌توانیم در راستای کاهش آسیب‌ها دنبال کنیم این است که بخشی از بازدارندگی ما در تحولات خاورمیانه آسیب دیده است. با این حال، معتقدم برای ترمیم این آسیب، بهترین و کم‌هزینه‌ترین اقدام، سر و سامان دادن به برخی مسائل داخلی است. اگر بتوانیم برخی از رویه‌ها را اصلاح کنیم، به نظرم سریع‌تر به نتیجه خواهیم رسید تا اینکه بخواهیم امتیازاتی به کشورهای خارجی بدهیم. اگر این مسائل تحقق یابد، به نظرم بسیاری از مشکلات، حتی در زمینه مذاکره با آمریکا، قابل حل خواهد بود.

به نظر من، آنچه که در حال حاضر بر روابط خارجی ما تأثیرگذار است، این است که باید تلاش کنیم هرچه سریع‌تر انسجام ملی را تقویت کنیم. به عبارت دیگر، باید به دنبال راهکارهایی باشیم که در بخش‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، اصلاحات لازم را اعمال کنیم. این اصلاحات می‌تواند از طریق تغییر رویکردهای مدیریتی یا اصلاح رویه‌هایی که در حال حاضر در برخی از بخش‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ما وجود دارد، انجام شود. هدف این است که این تغییرات باعث ایجاد دلگرمی بیشتر در مردم شود، که این می‌تواند کمک‌کننده به افزایش انسجام ملی باشد.

یکی از بخش‌های مهم این فرآیند به هماهنگی بین نهادهای حکومتی مربوط می‌شود. با توجه به رویکردی که آقای رئیس‌جمهور اتخاذ کرده و تلاش‌هایی که برای منسجم کردن نهادهای حکومتی انجام می‌دهد، به نظر می‌آید که اعتماد بیشتری به ایشان در برخی مقولات حکومتی وجود دارد، به ویژه با توجه به نقش قوه اجرایی و مسئولیت‌های سنگینی که این قوه در اداره کشور بر عهده دارد. این امر دست آقای رئیس‌جمهور را باز می‌گذارد تا بتواند اصلاحات لازم را پیاده‌سازی کند. به طور کلی، اگر فضای عمومی کشور به سمتی برود که بتوانیم انسجام ملی را افزایش دهیم، قطعاً می‌تواند در بهبود وضعیت کشور در سیاست خارجی هم تأثیرگذار باشد.

 

نصرت‌الله تاجیک: (دیپلمات بازنشسته و استاندار پیشین)

]]>
https://qeshmax.ir/%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%be-%d9%88-%d8%af%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d9%85%d9%88%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%9f/feed/ 0